تگ ها

حکایت های بزرگان

مسابقه بیشتر داشتن و بیشتر خواستن …

هفته پیش در بوستان ائل گولی تبریز ملاقاتی تصادفی روی داد ... مرد عارف مسلک تبریزی به نیمکتی نزدیک شد و کنار مردی موبور و چشم آبی نشست ... مرد موبور سراسیمه بود و باخودش حرف می زد ... به زبانی بیگانه ... مردعارف با ایما و اشاره از مرد چشم…